X
تبلیغات
دانشجویان مهندسي تکنولوژي نرم افزار
تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 | 23:37 | نویسنده : محسن خدایی

سلام خدمت همه دوستان  شاید این ویروس به سراغ خیلیاتون اومده باشه و  دست اخر  ویندوزتونو عوض کرده باشین، پس اگه ممکنه چند دقیقه ای وقت بذارید....

“System Care Antivirus” ویروس رایانه ای (Rogue.WinWebSec) است، که وانمود می کند یک برنامه آنتی ویروس قانونی است و مدعی است که نرم افزارهای مخربی را روی رایانه تان شناسایی کرده است، سپس اظهار می کند که برای ثبت نرم افزار به منظور حذف این تهدیدهای ناموجود، نیاز به پرداخت پول دارید. این ویروس با نام های دیگری همچون AVASoft Antivirus نیز منتشر شده است.

System Care Antivirus-virus

منبع: MalwareTips



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 | 21:53 | نویسنده : هادی قائدی

انتخـابـات دگـر، بـار دگـر در راه است

خلق را وعده پوچ سر خرمن بدهید


پســران عزبــی را کــه مجـرد هستنـــد

همه را یک شبه با سازودُهُل زن بدهید


بــه مدیــران ادارات کلیـــدی ، اسفنــــد

غیر پاداش کلان یک دوسه تا وَن بدهید


وَ بـه افـرادِ مـوثـر سنـدِ بـاغ و زمیـن

در محل ِ خفنـی از طرف مـن بدهیــد


به زنان تا که بیایند و به ما رای دهند

قـول آزادی ِ کوتاهــی ِ دامــن بدهیــــد


گرگ را وعده ی میش وبه خران وعده ی کاه

جـوجـه ها را الکــــی وعــده ی ارزن بدهیـــد


گر چه موجودی ِ صندوق تمام است ولی

به رعیت کوپن ِ شکر و روغـن بدهیــــد


خانه در مملکت ارزان شد و باید پس از این

به جهــان وعـده ی ارزانی ِ مسکـن بـدهیـــد


الکی تــوی ِ سخنرانـی تــان در سیمــــا

وعـده ی کنتـرل قیمــتِ آهــن بــدهیــــد


یا به اموات علی رغم  گرانی ِ قبــور

قول ِ کمتر شدن ِ قیمتِ مدفـن بدهیـــد


تا که تاثیـر کنــد صحبتتــان بیـن ِ عــوام

وعده ها را همه با واژه ی شرعا" بدهید



تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 | 9:9 | نویسنده : خانم احمدیان
این مردهای غمگین نازنین


در این هیاهوی روزهای زن، مردهای نازینین مظلومانه در گوشه ای فعالیت خود را دوچندان میکنند تا شاید مهر بیشتری را به خانه و خانواده خود ارزانی دارند
خالی از لطف ندیدم تا مطلبی را در همین زمینه ارسال کنم
پیشاپیش روز پدر کرامی باد
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «… مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند…
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از ۱۸ سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل… همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی… و خدا نکند یکی از اینها نباشند…
ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی… مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی… درست بر عکس دنیای ما.
. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم… بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است



تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 | 9:7 | نویسنده : خانم احمدیان

راستی ما چه چیز برای قسمت کردن داریم؟ 
روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی
بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود
که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ
کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش
می داد

یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به
ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است. سطل را تمیز
کرد ، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود
پر کرد تا برای همسایه ببرد .وقتی همسایه صدای در زدن او را
شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا
آمده است . وقتی در را باز کرد مرد به او یک سطل پر از میوه
های تازه و رسیده داد و گفت 

 
 هر کس آن چیزی را با دیگری
قسمت می کند که از آن بیشتر دارد .



تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 | 9:5 | نویسنده : خانم احمدیان

این بود فرهنگ ما ایرانیان ...


در بناهای بزرگ دنیا مانند دیوار چین و اهرام ثلاثه مصر
کتیبه هایی یافت شده که این عبارات در آن حکاکی شده بود:
اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید!


ولی در پارسه (تخت جمشید)
در کتیبه های یافت شده نوشته شده:
اگر کارگری (فرق کارگر با برده بسیار است) در هنگام کار در این بنا آسیب دید شاهنشاهی هخامنشی موظف است تا آخر عمر وسایل امرار معاش او را بدون هیچ منت و چشم داشتی پرداخت کند!





تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 | 9:2 | نویسنده : خانم احمدیان
سلام بر همگی 

کسی می دونه چطوری باید فیلم رو روی وبلاگ بذاریم

اصلا امکانش هست یا نه



تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 | 20:7 | نویسنده : امیر آقاابراهیمی
با سلام

چند وقت بود می خواستم این مطلب آموزشی از سری آموزشی های خودم را تو وبلاگ بذارم ولی نمی شد. این مطلب درباره آموزش ساخت نرم افزار پورتابله باکمترین امکانات که می تونید دانلود کنید و استفاده ببرید. موفق باشید.

دانلود



تاريخ : یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 | 14:51 | نویسنده : محسن خدایی

 


 

همانطور که میدانید با وجود ارائه ی ویندوز ۸ هنوز هم بسیاری از کاربران ویندوز خود را تغییر نداده اند و همچنان از ویندوز فوق العاده و موفق ۷ استفاده میکنند . کاربران ویندوز، همیشه به دنبال نکاتی موثر برای افزایش سرعت بازدهی ویندوز و همچنین افزایش کارایی آن هستند،در این مقاله با ۱۵ نکته ساده اما مهم و کاربردی برای افزایش سرعت آشنا خواهیم شد .

با تشکر از اقای رشیدی که این مقاله ارسال کردند.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 | 18:55 | نویسنده : خانم بیاتی
پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد ،او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد .

او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمی دانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم .

پدر با عصبانیت گفت:آرام باشم؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری؟ اگر پسر خودت همین حالا می مرد چکار می کردی؟



پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس انجیل گفته شده میگویم از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم، شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است ، پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا .

پدر زمزمه کرد: (نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است )

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد

و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: چرا او اینقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سوال کنم؟

پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ،وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.


هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند. 


تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 23:32 | نویسنده : خانم کاردوست

مردمانی را دیدم که تسبیح به دست گرفته و دانه دانه ذکر تو را می شمردند به عادت، آنگونه با شتاب و متصل نام تو را می خواندند که گویی در معامله ای از تو چیزی ستانده اند و اکنون بهای آن را می پردازند.
و اندیشیدم که آیا در هر بار خواندن نامت، بزرگی و لطفت را نیز در ذهن تداعی می کنند؟


مردمانی را دیدم که کاغذی دعا به بهایی می خریدند و چون نسخه ای از فروشنده، چند بار و چگونه خواندنش را برای رفع حاجت طلب می کردند.
و اندیشیدم که آیا ترا می خوانیم تا بستانیم یا ترا می خوانیم چون دوستت داریم؟
مهربانترین...

به ما بیاموز که دل آدمی عصاره وجود اوست، حرمت دل ها را از یاد نبریم.

به ما بیاموز که دوست داشتن را فراموش نکنیم و آنانکه دوستمان دارند را از خاطر نبریم.
به ما بیاموز که سوگند راست بودنِ دروغمان را نام تو نسازیم.
به ما بیاموز که به ناحق کردن حق دیگری عادت نکنیم.
و به من بیاموز که دوستی ام را بندی به پای دوستان نسازم و در همه حال دوستشان بدارم، حتی اگر فراموشم کنند..